عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 34
:: بازدید هفته : 108
:: بازدید ماه : 267
:: بازدید سال : 279
:: بازدید کلی : 279

RSS

Powered By
loxblog.Com

شب...
سه‌شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 08:16 | بازدید : 1417 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )

شب تنها رفتن خورشید نیست؛ شب معنای شگفتی دارد.

خورشید می‌رود تا دنیا را نبینیم و تنها شویم.

در شب آدمی غریب‌تر است و تنهاتر.

تا آدم غربت و تنهایی استخوان سوز خود را در جهان احساس نکند،

 پنجره‌های ملکوت بر او گشوده نمی‌شود.

راهیان اقالیم روح، به شب در می‌آیند و در شب راه می‌سپارند.

اما همه به شب وارد نمی‌شوند.

تمام عمر بسیاری از آدم‌ها در روز می‌گذرد.

و مرگ نخستین شب روزگار طولانی آنهاست.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بدون شرح...
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 16:51 | بازدید : 1620 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ذره بین...
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 16:46 | بازدید : 1970 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )

اگر ذره بین نگاه قوی باشد

 

در تمام صفحه های ورق خورده ی زندگی اثر انگشت او دیده می شود ...

 

چه بچه گانه است که فکر می کنیم

 

همه اش را به تنهایی  رنگ کرده ایم ...



|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
عشق بورز و جاودانه باش
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 16:18 | بازدید : 1597 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ...

 دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او

آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانیت تو را زیباترین

معصوم دنیا می‌کند ... پس خود را گناهکار مبین

من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد

... و تنها یکی سپاسش گفت!!!

من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده

... یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!

پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند

... از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند.

پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش

... که این روح توست که با مهربانی آرام میگیرد

تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری ...

خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ...

پس به راهت ادامه بده

دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند ...

تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اگه...
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 16:08 | بازدید : 1721 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )

میگفت :

 اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی " منهای" همه چیز زندگی کنی ...

برای یکبار هم که شده در زندگیت امتحان کن ...

ضرری متصور نیست ...

 

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بدون شرح...
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 15:55 | بازدید : 1163 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دل دادن به گوش دادنه
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 15:54 | بازدید : 1746 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )

 

گیله مرد میگفت : دل دادن به گوش دادنه ؛

نمیشه خود رو دلداده کسی دونست، ولی گوش به حرفهاش نداد ،

( البته گوش دادنی که عمل در پی داشته باشه )

روی تکه ای کاغذ عکس یک قلب رو کشید.

پرسید : میتونی بگی این چیه ؟

با تعجب گفتم : این شکل یک قلب و علامت عشقه !

کاغذ رو از وسط تا زد و گفت : عشق از دو گوش تشکیل شده ؛


میدونی یعنی چی ؟

نمیشه ادعای خداپرستی و عشق به خدا داشت

ولی یک گوش ات به خدا باشه و گوش دیگرت به غیر خدا ...

کاغذ رو به دستم داد و رفت ...

گیله مرد



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مهمانی....
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 15:46 | بازدید : 1290 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )

احســـاس پـرانـتـزی را دارم

 که همه ے اتــفـاقـات خوب

 داخـــل آن اتـفـاق مے افتد .

آری ؛ خـــدا را مـهـمـان قلـــب کوچـــــکم  کرده ام ...



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستانک...
چهارشنبه 28 اسفند 1392 ساعت 16:21 | بازدید : 10821 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 1 )

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب

به يك جزيره دورافتاده برده شد،

با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد،

ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت،

تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
نگران نباش...
چهارشنبه 28 اسفند 1392 ساعت 16:16 | بازدید : 1572 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 0 )

نگران فردایت نباش

خدای دیروز و امروز ، خدای فردا هم هست

ما اولین بار است بندگی میکنیم...

ولی او بی زمانی است که خدایی میکند !

اعتماد کن به خدایی اش



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران