پرواز را یاد بگیر...


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان تا خدا (نردبانی برای نزدیکی به خالق بی همتا) و آدرس takhoda.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 184
بازدید دیروز : 1231
بازدید هفته : 1415
بازدید ماه : 19291
بازدید کل : 317106
تعداد مطالب : 538
تعداد نظرات : 393
تعداد آنلاین : 1



آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 184
:: باردید دیروز : 1231
:: بازدید هفته : 1415
:: بازدید ماه : 19291
:: بازدید سال : 117481
:: بازدید کلی : 317106

RSS

Powered By
loxblog.Com

پرواز را یاد بگیر...
جمعه 13 بهمن 1391 ساعت 14:7 | بازدید : 1460 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات )

 

وقتي راه رفتن آموختي، دويدن بياموز. و دويدن که آموختي ، پرواز را.
 
دويدن بياموز ، چون هر چيز را که بخواهي دور است و هر قدر که
 
زودباشي، دير. و پرواز را ياد بگير نه براي اينکه از زمين جدا باشي،
  
براي آن که به اندازه فاصله زمين تا آسمان گسترده شوي.
 
 
من راه رفتن را از يک سنگ آموختم
 
، دويدن را از يک کرم خاکي و پرواز رااز يک درخت. 

بادها از رفتن به من چيزي نگفتند، زيرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را
 

نمي شناختند! پلنگان، دويدن را يادم ندادند زيرا آنقدر دويده بودند که

دويدن را از ياد برده بودند. پرندگان نيز پرواز را به من نياموختند، زيرا
 
چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشي سپرده بودند!
 
 
 

اما سنگي که درد سکون را کشيده بود، رفتن را مي شناخت و
 

کرمي که در اشتياق دويدن سوخته بود، دويدن را مي فهميد و درختي
 
که پاهايش در گل بود، از پرواز بسيار مي دانست! 

آنها از حسرت به درد رسيده بودند و از درد به اشتياق و از اشتياق به معرفت.
 

وقتي رفتن آموختي ، دويدن بياموز. ودويدن که آموختي ، پرواز را..
 

راه رفتن بياموز زيرا هر روز بايد از خودت تا خدا گام برداري
 
 
. دويدن بياموززيرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوي.
 
و پرواز را يادبگير زيرا بايد روزي از خودت تا خدا پر بزني. 





:: موضوعات مرتبط: گوناگون , متن زیبا , ,
:: برچسب‌ها: متن , متن زیبا , متن آموزنده , متن بسیار زیبا , ,
|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/weblog/file/img/m.jpg
رضاخان در تاریخ : 1391/11/13/5 - - گفته است :
از اون عکس اولیه خیلی خوشم اومد


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: