اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان تا خدا (نردبانی برای نزدیکی به خالق بی همتا) و آدرس takhoda.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 299
بازدید دیروز : 1382
بازدید هفته : 1681
بازدید ماه : 299
بازدید کل : 165467
تعداد مطالب : 538
تعداد نظرات : 393
تعداد آنلاین : 1



آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 299
:: باردید دیروز : 1382
:: بازدید هفته : 1681
:: بازدید ماه : 299
:: بازدید سال : 165467
:: بازدید کلی : 165467

RSS

Powered By
loxblog.Com

اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟
جمعه 9 فروردين 1392 ساعت 10:31 | بازدید : 693 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات )


روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید

 پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید:

در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است

یا تربیت خانوادگی شان؟


شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است

ولی به نظر من "اصالت" ارجح است.

و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است.

بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند.

بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد

تا حرفش را به کرسی نشاند.

فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید

بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند

ولی چون چراغ و برقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود

در این لحظه پادشاه دستی به کف زد

و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند

و آنجا را روشن کردند. در هنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد

و گفت دیدی گفتم "تربیت" از "اصالت" مهم تر است

ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم

که این نتیجه اهمیت "تربیت" است.

شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت

من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم

و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند.

شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت:

این چه حرفیست فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز!

کار آنها اکتسابی است

که با تربیت و ممارست و تمرین یاد انجام می شود

ولی شیخ دست بردار نبود که نبود

تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند.

لذا شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت

بی درنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت

و چهار موش در آن نهاد.

فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان

و سفره همان و گربه های بازیگر همان.

شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش

می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ

موشها را رها کرد. در آن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه

به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب ...

این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: شهریارا !

یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است

گرچه "تربیت" هم بسیار مهم است ولی"اصالت" مهم تر.

یادت باشد با "تربیت" می توان گربه اهلی را رام و آرام كرد

ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و "اصالت" خود بر می گردد.

 




:: موضوعات مرتبط: داستانک , ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستان آموزنده , داستان کوتاه , داستانی درباره ی زندگی , داستانی درباره ی تربیت , داستانی درباره ی اصالت , داستان های زیبا , داستانی آموزنده درباره ی تربیت , داستانی آموزنده درباره ی اصالت , داستان کوتاه , داستانک ,
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/weblog/file/img/m.jpg
یاغی در تاریخ : 1392/1/9/5 - - گفته است :
دلم مثل این توالت عمومی ها ...
همیشه گرفته اس!!!!!!

/weblog/file/img/m.jpg
solaleh20 در تاریخ : 1392/1/9/5 - - گفته است :
سلام
واقعا که همینطوره.
یاد ضرب المثل «تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است» افتادم!!!!!!!!!!


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: