عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان تا خدا (نردبانی برای نزدیکی به خالق بی همتا) و آدرس takhoda.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 335
بازدید دیروز : 1382
بازدید هفته : 1717
بازدید ماه : 335
بازدید کل : 165503
تعداد مطالب : 538
تعداد نظرات : 393
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 335
:: باردید دیروز : 1382
:: بازدید هفته : 1717
:: بازدید ماه : 335
:: بازدید سال : 165503
:: بازدید کلی : 165503

RSS

Powered By
loxblog.Com

داستان واقعی “انسانیت”
یک شنبه 11 فروردين 1392 ساعت 1:25 | بازدید : 558 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات )

 

وسیله ای خریدم دوتا کارگر گرفتم برای حملش

 

گفتن ۴۰ تومان من هم چونه زدم کردمش ۳۰ تومان


رفتیم ساختمان و توی هوای گرم خرداد ماه وسیله ها رو بردیم بالا ،

 

امدیم پایین و دست کردم جیبم سه تا ده تومانی دادم بهشون


یکی از کارگر ده تومان خودش برداشت بیست تومان داد به اون یکی


صداش کردم گفتم مگر شریک نیستید


گفت چرا ولی اون عیالواره احتیاجش بیشتر از منه


من هم برای این طبع بلندش دوباره ده تومان بهش دادم


تشکر کرد دست کرد جیبش و دوباره پنج هزار تومان داد به اون یکی و رفتن


داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم


نه من و نه خیلی های دیگه که خیلی ادعای تحصیلات و با کلاسیمون میشه ؟؟

 

https://instagram.com/mahsano1372?igshid=v2zkmvj5v04

:: موضوعات مرتبط: داستانک , ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستانک , داستان کوتاه , داستان زیبا , داستانی درمورد زندگی , داستانی در مورد ارزش زندگی , داستان آموزنده , داستان های آموزنده , داستانی درباره ی در کارگر , داستانی زیبا درباره ی بلند طبعی , داستانی زیبا درباره ی بلند نظری ,
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
داستانک...
دو شنبه 28 اسفند 1391 ساعت 13:3 | بازدید : 588 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات )

 

 مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد

 

و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد...

 

فرزندانش ......................

https://instagram.com/mahsano1372?igshid=v2zkmvj5v04

:: موضوعات مرتبط: داستانک , ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستانک , داستان کوتاه , داستان زیبا , داستانی درمورد زندگی , داستانی در مورد ارزش زندگی , داستانی درباره ی قرآن , قرآن , داستان آموزنده ,
|
امتیاز مطلب : 37
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
:: ادامه مطلب ...
داستانک...
یک شنبه 20 اسفند 1391 ساعت 19:9 | بازدید : 447 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات )

 روزی مردی جان خود را به خطر انداخت

 

تا جان پسر بچه ای را که در دریا در حال غرق شدن بود نجات دهد.

 

اوضاع آنقدر خطرناک بود که همه فکر می کردند

 

هر دوی آنها غرق می شوند. و اگر غرق نشوند

 

حتما در بین صخره ها تکه تکه خواهند شد.

 

ولی آن مرد با تلاش فراوان پسر بچه را نجات داد.

 

آن مرد خسته و زخمی پسرک را...


به نزدیک ترین صخره رساند.

 

و خود هم از آن بالا رفت.

 

بعد از مدتی که هر دو آرامتر شدند.

 

پسر بچه رو به مرد کرد و گفت:

 

«از اینکه به خاطر نجات من جان خودت را به خطر انداختی متشکرم»

 

مرد در جواب گفت: «احتیاجی به تشکر نیست.

 

فقط سعی کن طوری زندگی کنی که زندگیت ارزش نجات دادن را داشته باشد

 

https://instagram.com/mahsano1372?igshid=v2zkmvj5v04

:: موضوعات مرتبط: داستانک , ,
:: برچسب‌ها: داستان , داستانک , داستان کوتاه , داستان زیبا , داستانی درمورد زندگی , داستانی در مورد ارزش زندگی ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 36 صفحه بعد