عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 20
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 115
:: بازدید ماه : 471
:: بازدید سال : 554
:: بازدید کلی : 554

RSS

Powered By
loxblog.Com

داستانک...
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 ساعت 00:29 | بازدید : 1144 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 

در میان بنی اسرائیل عابدی بود.

 

وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند»

 

عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند.

 

ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد،

 

و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!»

 

عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

 

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست.

 

ابلیس در این میان گفت:

 

«دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی

 

و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد،

 

تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن

 

و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»

 

؛ عابد با خود گفت :

 

« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم»

 

و برگشت.

 

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت.

 

روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود.

 

خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:

 

«کجا؟»

 

عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛

 

گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند.

 

ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!

 

عابد گفت: « دست بدار تا برگردم.

 

اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

 

ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد،

 

که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛

 

ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی»

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران