عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 34
:: باردید دیروز : 13
:: بازدید هفته : 158
:: بازدید ماه : 271
:: بازدید سال : 279
:: بازدید کلی : 279

RSS

Powered By
loxblog.Com

داستانک...
چهارشنبه 28 اسفند 1392 ساعت 16:21 | بازدید : 10820 | نوشته ‌شده به دست مهسا | ( نظرات 1 )

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب

به يك جزيره دورافتاده برده شد،

با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد،

ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت،

تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر...

نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه‌ای كوچك خارج از كلك بسازد
 
تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد،
 
روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت،
 
خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،
 
اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
 
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد
 
از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
 
مرد از نجات دهندگانش پرسيد:
 
«چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
 
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد

كارها به خوبی پيش نمی‌روند،

اما نبايد اميدمان را از دست دهيم

زيرا خدا در كاروزندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
یاغی در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
خیلی زیبا بود


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران