عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 91
:: بازدید ماه : 428
:: بازدید سال : 497
:: بازدید کلی : 497

RSS

Powered By
loxblog.Com

زندگی...
سه‌شنبه 09 اردیبهشت 1393 ساعت 01:38 | بازدید : 1544 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 2 )

 

زندگی یک پاداش است نه یک مکافات

فرصتی است کوتاه! تا ببالی

بیابی

بدانی

بیندیشی

بفهمی

و زیبا بنگری...

و در نهایت در خاطره ها بمانی...


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
بدون شرح...
سه‌شنبه 09 اردیبهشت 1393 ساعت 00:39 | بازدید : 1482 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بدون شرح...
سه‌شنبه 09 اردیبهشت 1393 ساعت 00:10 | بازدید : 1380 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

«به کسی گفتند امامزاده یعقوب را در کوه، پلنگ خورد!

 آنکه می دانست تصحیح کرد که

اولاً: امامزاده نبود و پیغمبر بود،

ثانیاً: یعقوب نبود و یونس بود،

ثالثاً: کوه نبود و دریا بود،

رابعاً: پلنگ نبود و نهنگ بود و

خامساً: او را نخورد و در شکمش نگه داشته و به ساحل رساند.»


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستانک...
سه‌شنبه 09 اردیبهشت 1393 ساعت 00:08 | بازدید : 2028 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

پادشاه بزرگ یونان، الکساندر،

 پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار،

در حال بازگشت به وطن خود بود.

در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید.


با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش،

سپاه بزرگش، شمشیرتیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.

او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
بدون شرح...
سه‌شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 08:30 | بازدید : 1462 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
هوای دونفره...
سه‌شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 08:26 | بازدید : 1364 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

هوا چقدر خوب و دو نفره ست ...

 من هستم و خدا ...
 
و در جاده ی زندگی ، صورتم مهمان نسیمی که معطر شده از امید ...
 
به خودم میگم : هیچ چیز ارزش این رو نداره
 
که دستم رو از دستان مهربون خدا بکشم بیرون و بگذارم تو دست غیر خدا ...
 
راستی اونکه دستان مهربان خدا رو به غیر او فروخت
 
غیر از افسوس چه چیزی رو بدست آورد ؟

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شب...
سه‌شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 08:16 | بازدید : 1421 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

شب تنها رفتن خورشید نیست؛ شب معنای شگفتی دارد.

خورشید می‌رود تا دنیا را نبینیم و تنها شویم.

در شب آدمی غریب‌تر است و تنهاتر.

تا آدم غربت و تنهایی استخوان سوز خود را در جهان احساس نکند،

 پنجره‌های ملکوت بر او گشوده نمی‌شود.

راهیان اقالیم روح، به شب در می‌آیند و در شب راه می‌سپارند.

اما همه به شب وارد نمی‌شوند.

تمام عمر بسیاری از آدم‌ها در روز می‌گذرد.

و مرگ نخستین شب روزگار طولانی آنهاست.

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بدون شرح...
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 16:51 | بازدید : 1624 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ذره بین...
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 16:46 | بازدید : 1975 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

اگر ذره بین نگاه قوی باشد

 

در تمام صفحه های ورق خورده ی زندگی اثر انگشت او دیده می شود ...

 

چه بچه گانه است که فکر می کنیم

 

همه اش را به تنهایی  رنگ کرده ایم ...


|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
عشق بورز و جاودانه باش
یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 16:18 | بازدید : 1601 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ...

 دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او

آنگاه که مهر می ‌ورزی مهربانیت تو را زیباترین

معصوم دنیا می‌کند ... پس خود را گناهکار مبین

من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد

... و تنها یکی سپاسش گفت!!!

من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده

... یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!

پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند

... از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند.

پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش

... که این روح توست که با مهربانی آرام میگیرد

تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری ...

خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ...

پس به راهت ادامه بده

دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند ...

تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران