عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 91
:: بازدید ماه : 428
:: بازدید سال : 497
:: بازدید کلی : 497

RSS

Powered By
loxblog.Com

داستانک...
شنبه 28 دی 1392 ساعت 15:38 | بازدید : 1047 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

صدفی به صدف مجاورش گفت:


در درونم درد بزرگی احساس میکنم ،


دردی سنگین که سخت مرا می رنجاند.


صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت:


ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست.


من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم.


ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.


در همان لحظه خرچنگ آبی از کنارشان عبور کرد و سخنانشان را شنید.


به آن که ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت:


آری ! تو خوب و سلامت هستی اما دردی که همسایه ات

 

در درونش احساس میکند مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران