عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 92
:: بازدید ماه : 429
:: بازدید سال : 498
:: بازدید کلی : 498

RSS

Powered By
loxblog.Com

قوانین زندگی...
چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 12:00 | بازدید : 1686 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 
قانون اول:
 
هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد،
 
خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند
 
که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.
 
نتیجه گیری:

ادامه ی مطلب...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
گام های زندگی...
چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 11:54 | بازدید : 1584 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )
 

گام اول: 
 
دنیا دو روز است
 
یک روز با تو و روز دیگر علیه تو
 
روزی که با توست مغرور مشو
 
و روزی که علیه توست ناامید مشو
 
زیرا هر دو پایان پذیرند ...

 
گام دوم:
 
بگذارید و بگذرید 
 
ببینید و دل نبندید 
 
چشم بیاندازید و دل نبازی
 
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت...

گام سوم:
 
اشکها خشک نمیشوند مگر بر اثر قساوت قلبها
 
و قلبها سخت و قسی نمیگردند مگر به سبب زیادی گناهان
 
ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺷﺐ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ؛
 
ﻭ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺨﻮﺍﺏ، زیراﮐﻪ ﺧﺪﺍ بیدار است...
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اگر...
چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 11:49 | بازدید : 1710 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

اگر می‌ دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم
 
به تو می‌ گفتم « دوستت دارم »
 
و نمی‌ پنداشتم تو خود این را می‌ دانی..
 
همیشه فردایی نیست
 
تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ ها به ما دهد.
 
کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش
 
و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری. 
 
مراقبشان باش..
 
به خودت این فرصت را بده تا بگویی :
 
« مرا ببخش » ، « متاسفم » ، « خواهش می‌ کنم » ، « ممنونم »
 
و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن
 
هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد
 
اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری
 
خودت را مجبور به بیان آنها کن
 
به دوستان و همه‌ ی آنهایی که دوستشان داری
 
بگو چقدر برایت ارزش دارند
 
اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود
 
و روزی با اهمیت نخواهد گشت 

#گابریل_گارسیا_مارکز
 
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عاشق شدن...
چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 11:45 | بازدید : 1564 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کبریت وجودتون نم نخوره...
چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت 11:40 | بازدید : 1563 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 2 )
 

"مادربزرگم نظریه بسیار جالبی داشت.
 
می‌گفت هر یک از ما با یک قوطی کبریت
 
در وجودمان متولد می‌شویم اما خودمان قادر نیستیم
 
کبریت‌ها را روشن کنیم؛ همانطوری که دیدی برای
 
این کار محتاج اکسیژن و شمع هستیم. در این مورد،
 
به عنوان مثال اکسیژن از نفس کسی می‌آید که دوستش داریم؛
 
شمع می‌تواند هر نوع موسیقی، نوازش،
 
کلام یا صدایی باشد که یکی از چوب کبریت‌ها را مشتعل می‌کند…
 
آدمی باید به این کشف و شهود برسد
 
که چه عاملی آتش درونش را پیوسته شعله ور نگه می‌دارد…
 
خلاصهٔ کلام، آن آتش غذای روح است.
 
اگر کسی به موقع در نیابد که چه چیزی آتش درون را شعله ور می‌کند،
 
قوطی کبریت وجودش نم بر می‌دارد
 
و هیچ یک از چوب کبریت‌هایش هیچ وقت روشن نمی‌شود."

#لورا_اسکوئیول
از كتاب : 
مثل آب برای شکلات
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چون خیال تو در آید به دلم...
سه‌شنبه 25 خرداد 1395 ساعت 11:02 | بازدید : 1718 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )
چون
 
 خيال تو
 
 درآيد به دلم
 
 رقص کنان
 
چه خيالات دگر 
 
مست درآيد 
 
به ميان
 
سخنم مست و
 
 دلم مست و 
 
خيالات تو 
 
مست
 
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران
 
مولانا

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستانک...
سه‌شنبه 25 خرداد 1395 ساعت 10:46 | بازدید : 1668 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید

 آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی»

را راه بیان عشق می دانند.


در آن بین ، پسری برخاست

و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند

طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.

آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.


یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،

جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد.

همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.

بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید

و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.


راوی اما پرسید :

آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد:

نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.

از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد:

همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند

که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک

، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.

این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان

عشق خود به مادرم و من بود


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستانک...
سه‌شنبه 25 خرداد 1395 ساعت 10:24 | بازدید : 1691 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

روزی لقمان به پسرش گفت:

امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!


و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم

چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:


اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری


هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی


در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای گیری


آن گاه بهترین خانه های جهان مال توست


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
به شرط آنکه بخوابی...
پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 01:40 | بازدید : 1865 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )
چارلی چاپلین :
 
وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و
 
هرشب یک آرزو می‌کردم.
 
 مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛
 
می‌گفت «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی.»
 
یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛
 
می‌گفت «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی.»
 
یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟»
 
گفت «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی.»
 
هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم.
 
اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
 
 دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید
 
«هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟»
 
گفتم «شب‌ها نمی‌خوابم.» گفت «مگر چه آرزویی داری؟»
 
گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.» 
 
گفت «سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم
 
به شرط آنکه بخوابی.
 

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
آزمایش الهی...
چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت 17:19 | بازدید : 1888 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 
دیالوگ ماندگار برنامه کلاه قرمزی 94
 
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ : ﺁﺯﻣﺎﺵ ﺍﻟﻬﻲ ﺭﻭ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﻧﺎﺷﺘﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺍﺩ،
 
ﻳﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ
 
آقای ﻣﺠﺮﻱ : ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﻴﻪ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ؟
 
ﺩﺍﺭﻱ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻬﻤﻲ ﺭﻭﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﻴﮑﻨﻲ؟
 
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ : ﺟﺪﻱ ﻣﻴﮕﻢ ...
 
ﺁﺧﻪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻳﻪ ﺁﺩﻡ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﺎ ﻳﻪ ﺁﺩﻡ
 
ﺳﻴﺮ ﺧﻴﻠﻲ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ!

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران