عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 91
:: بازدید ماه : 428
:: بازدید سال : 497
:: بازدید کلی : 497

RSS

Powered By
loxblog.Com

بدون شرح.....
چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت 16:32 | بازدید : 1415 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خداوندا....
چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت 16:00 | بازدید : 1430 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

خداوندا :

به من توفیق تلاش ،در شکست

صبر در نومیدی / رفتن بی همراه

جهاد بی سلاح / کار، بی پاداش

فداکاری در سکوت / دین بی دنیا

مذهب بی عوام / عظمت بی نام

خدمت بی نان / ایمان بی ریا

خوبی بی نمود /گستاخی بی خامی

مناعت بی غرور/عشق بی هوس

تنهایی در انبوه جمعیت/دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن .

 

دکتر شریعتی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدا...
چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت 14:38 | بازدید : 1414 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

آن سوی ناکامی همیشه خداییست که داشتنش جبران همه ی نداشته هاست


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نی نامه...
چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت 14:20 | بازدید : 1445 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

بشنو از نی چون حکایت می کند

از جداییها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند

از نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان وخوش حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله ی من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن زجان و جان زتن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

آتش است این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد، نیست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد

جوشش عشق است کاندر می فتاد

نی،حریف هر که از یاری برید

پرده هایش پرده های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی که دید؟

همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

نی حدیث راه پرخون می کند

قصه های عشق مجنون می کند

محرم این هوش جز بی هوش نیست

مرزبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بی گاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت، گو رو،باک نیست

تو بمان، ای آنکه چون تو پاک نیست 

هر که جز ماهی، ز آبش سیر شد

هر که بی روزی است، روزش دیر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید، والسلام

 

مثنوی مولوی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آفرینش جهان...
چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت 12:24 | بازدید : 1829 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

خلقت را آغاز کرد و موجودات را بیافرید، بدون نیاز به فکرو اندیشه ای،یا استفاده از تجربه ای،بی آنکه حرکتی ایجاد کند و یا تصمیمی مضطرب در او راه داشته باشد.

برای پدید آمدن موجودات، وقت مناسبی قرار دادو موجودات گوناگون را هماهنگ کرد ودر هر کدام، غریزه ی خاص خودش را قرار داد و غرایز را همراه آنان گردانید.

خدا پیش از آنکه موجودات را بیافریند، از تمام جزییات وجوانب آنها آگاهی داشت وحدود و پایان آنها را میدانست و از اسرار درون و بیرون پدیده ها آشنا بود.

سپس خدای سبحان طبقات فضا را شکافت واطراف آن را باز کرد وهوای به آسمان راه یافته را آفرید،و در آن آبی روان ساخت، آبی که امواج متلاطم آن شکننده بود،که یکی بر دیگری می نشست، آب را بر بادی طوفانی و شکننده نهاد و باد را به بازگرداندن آن فرمان داد وبه نگهداری آب مسلط ساخت و حد و مرز آن را به خوبی تعیین فرمود.

فضا در زیر تندباد و آب بر بالای آن در حرکت بود.

سپس خدای سبحان طوفانی برانگیخت که آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پی در پی در هم کوبید.

طوفان به شدت وزید واز نقطه ای دور دوباره آغاز شد.

سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریاها را به هر سو روان کندو بر هم کوبد وبا همان شدت که در فضا وزیدن داشت، بر امواج آبها حمله ور گردد از اول آن برمی داشت و به آخرش می ریخت،و آب های ساکن را به امواج سرکش برگرداند.

تا آنجا که آبها به روی هم قرار گرفتند وچون قله های بلند کوه ها بالا آمدند.

امواج تند کف های بر آمده از آب ها را در هوای باز وفضای گسترده بالا برد، که از آن هفت آسمان را پدید آورد.

آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان های بالا را مانند سقفی استوار و بلند قرار داد ، بی آنکه نیازمند به ستونی باشد یا میخ هایی که آن ها را استوار کند.

آنگاه فضای آسمان پایین را به وسیله ی نور ستارگان درخشنده زینت بخشید ودر آن چراغی روشنایی بخش،و ماهی درخشان ،در مدار فلکی گردان وبرقرار وسقفی متحرک وصفحه ای بی قرار،به جریان انداخت.

 

نهج البلاغه ،خطبه ی اول

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بدون شرح....!
چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت 11:27 | بازدید : 1310 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دین و شناخت خدا...
سه‌شنبه 18 بهمن 1390 ساعت 23:59 | بازدید : 1347 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

سرآغاز دین،خداشناسیست؛وکمال شناخت خدا،باور داشتن او؛و کمال باور داشتن خدا،شهادت به یگانگی دین اوست؛

وکمال توحید،اخلاص؛وکمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است؛

زیرا هر صفتی نشان می دهدکه غیر از موصوف، وهر موصوفی گواهی می دهد که غیر از صفت است؛

پس هرکسی که خدارا با صفت مخلوقات تعریف کنداو را به چیزی نزدیک کرده، وبا نزدیک کردن خدا به چیزی،دو خدا مطرح شده؛

وبا طرح شدن دو خدا،اجزایی برای او تصور نموده؛وبا تصور اجزا برای خدا،او را نشناخته است.

وکسی که خدا را نشناسد به سوی او اشاره می کند وهر کس به سوی خدا اشاره می کند،او را محدود کرده ، به شمارش آورد.

و آن کس که بگوید:خدا در چیست؟او را در چیز دیگری پنداشته است،و کسی که بپرسد:خدا بر روی چه چیزی قرار دارد؟به تحقیق جایی را خالی از او در نظر گرفته است،در صورتی که خدا همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است.

با همه چیز هست، نه اینکه همنشین آنان باشد؛وبا همه چیز فرق دارد نه اینکه از آنان جدا و بیگانه باشد.

انجام دهنده ی همه ی کارهاست،بدون حرکت و ابزار و وسیله.

بیناست حتی در آن هنگام که پدیده ای وجود نداشت.

یگانه و تنهاست،زیرا کسی نبوده تا با او انس گیرد ویا از فقدانش وحشت کند.

  

نهج البلاغه ، خطبه اول

 


|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
بدون شرح...
سه‌شنبه 18 بهمن 1390 ساعت 23:20 | بازدید : 1433 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
عجز انسان از شناخت ذات خدا...
سه‌شنبه 18 بهمن 1390 ساعت 23:09 | بازدید : 1401 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )

سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن آن عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان وتلاشگران از ادای حق او درمانده اند.

خدایی که افکار ژرف اندیش ،ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید.

پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد و تعریف کاملی نمی توان یافت وبرای خدا وقتی معین وسرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد.

مخلوقات را با قدرت خود آفرید، وبا رحمت خود بادها را به حرکت درآورد وبه وسیله ی کوهها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد.

 

 

نهج البلاغه،خطبه ی اول


|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
اگر اطاعتش را کنم چه می کند؟
سه‌شنبه 18 بهمن 1390 ساعت 22:37 | بازدید : 2148 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

با تمام وجود گناه کردم و در تکرار آن اصرار کردم

اما نه نعمتش را از من گرفت و نه گناهم را فاش کرد.

اگر اطاعتش را کنم چه می کند؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران