مرا کسی نساخت ، خدا ساخت ؛
نه آن چنان که " کسی می خواست " ،
که من کسی نداشتم .
کسم خدا بود ، کس بی کسان .
او بود که مرا ساخت آن چنان که خودش خواست .
نه از من پرسید و نه از آن " من دیگر " م .
من یک گل بی صاحب بودم .
مرا از روح خود در آن دمید .
و بر روی خاک و در زیر آفتاب ،
تنها رهایم کرد .
" مرا به خودم واگذاشت "

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0