عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 23
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 118
:: بازدید ماه : 474
:: بازدید سال : 557
:: بازدید کلی : 557

RSS

Powered By
loxblog.Com

سیب , انسان , خدا .
سه‌شنبه 14 آبان 1392 ساعت 19:54 | بازدید : 1375 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )

   

جاذبه ی سیب آدم را به زمین زد  و جاذبه زمین سیب را !!

 

"سقوط " , سرنوشتِ  دل دادن به جاذبه ای غیر از خداست !


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مردمِ لَنگ
دوشنبه 13 آبان 1392 ساعت 21:18 | بازدید : 1146 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

همیشه رو به نور بایست ,تا تصویر زندگی ات سیاه و سفید نیفتد.

 

همیشه خودت را نقد بدان , تا دیگران تو را به نسیه نفروشند .

 

سعی کن استــــــــــــاد تغییر باشی نه قـــــربانی تقدیر .

 

در زندگیت به کسی اعتـماد کن که به اون ایمان داری نه احساس .

 

هرگز به خاطر مـــــــــــــــــــــردم تغیـیر نکن .

 

این جماعت هر روز تـــــــــــــــــو را جور دیگر میخواهنـــد .

 

مردم شهری که همه در آن میلنگند , به کسی که راست راه میرود ,

 

میخندند. 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
هر رد پای اهویی را که دیدی دنبالش نکن !
دوشنبه 13 آبان 1392 ساعت 01:33 | بازدید : 1160 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

هر رد پای اهویی را که دیدی دنبالش نکن !

 

این روزها زیادند گرگهایی که

 

با ردپای اهوو تو را به قتلگاه میبرند ....


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
post
سه‌شنبه 07 آبان 1392 ساعت 23:06 | بازدید : 940 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 2 )

نمی خواهم

برای آمدنم کاری کنی!

لطفا برای نیامدنم

کاری نکن!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستانک
شنبه 04 آبان 1392 ساعت 13:24 | بازدید : 1217 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

روزی مردی داخل چالـــــــــــــه ای افتاد و بســــــــــیار دردش آمد . 


یک پـــــدر روحانی او را دیـــــد و گفت :حتما گـــناهی انجام داده ای!


یک دانشمند عـــــــــــــــمق چاله و رطوبت خـاک آن را اندازه گرفت!

 

یک روزنامه نـــــــــــــگار در مورد دردهایش با او مصــــــــــاحبه کرد!

 

یک یوگیســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت به او گفت :

چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!


یک پزشـــــــــــــک برای او دو قرص آســـــــــــــپرین پایین انداخت!


یک پرســـــــــــــــــــتار کنار چاله  ایـــــــــــــــستاد و با او گریه کرد!


یک روانـــــــــــــــــشناس او را  تحریـــــــــــــــــــک کرد تا دلایلی را

که پـــدر و مـادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!


یک تقویت کننده فکر او را نـصیحت کرد که : خواستن توانـستن است!


یک فرد خوشبیـن به او گفــت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!


سپس فرد بــــیسوادی گذشت واو را گرفت و او را از چاله بیرون آورد.!

آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.


جرج برناردشاو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدا همین جاست...
دوشنبه 29 مهر 1392 ساعت 22:08 | بازدید : 1759 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

خدا همین جاست؛ نیازی به سفر نیست


خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند


خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند


خدا در اتومبیل پسری است که

مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد


خدا در جمله ی عجب شانسی آوردم است


خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو
::
::
خداوند کلیدهای گنجینه های خویش را در دستان تو گذاشته است


چرا که به تو اجاز ه داده است که از او بخواهی .


پس هرگاه بخواهی می توانی درهای نعمتش را با دعا بگشایی


و ریزش باران رحمتش را طلب کنی . . .
::
::
آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کاهی...
دوشنبه 08 مهر 1392 ساعت 17:43 | بازدید : 1250 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 3 )

از مترسکی پرسیدم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای؟


پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است.


پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!


اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:


راست گفتی!

 

من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!

 

گفت: تو اشتباه می کنی!


زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد


مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!

 

 

جبران خلیل جبران


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حسرت...
دوشنبه 08 مهر 1392 ساعت 17:37 | بازدید : 1294 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

حسرت را آن هنگام دیدم که کودکی...

 

به نان نوشته شده در کتابش خیره مانده بود

 

و پس از اندک زمان گذر ثانیه ها به هنگامه ی خواب

 

در آسمان با ستاره ها نانوایی باز کرده بود

 

و به بچه هایی که با حسرتدر صف نان بودند

 

نان هدیه می کرد...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
به بزرگی کوه و پستی سراب...
سه‌شنبه 02 مهر 1392 ساعت 19:10 | بازدید : 1222 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

اشخاص بزرگ مانند کوه هستند ،

 

هر چه به آنان نزدیکتر شوی ،

 

بزرگی و شکوه آنان روشن تر میگردد

 

و مردم پست و کم تلاش مانند سراب هستند ،

 

کمی که به آنان نزدیک شوی ،

 

زود پستی و نا چیزی خود را بر شما آشکار میسازند.

 

گوته


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نقش آدمی...
سه‌شنبه 02 مهر 1392 ساعت 18:58 | بازدید : 1254 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

من در تولد خود نقشی نداشتم

 

و در مرگ خود نیز نقشی ندارم ،

 

نقش من فقط در زندگی من است.

 

گوته


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران