عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 9
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 104
:: بازدید ماه : 460
:: بازدید سال : 543
:: بازدید کلی : 543

RSS

Powered By
loxblog.Com

اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟
جمعه 09 فروردین 1392 ساعت 10:41 | بازدید : 1467 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )


روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید

پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید:

در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است

یا تربیت خانوادگی شان؟


شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است

ولی به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت : ...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
یکی از بستگان خدا...
چهارشنبه 07 فروردین 1392 ساعت 17:39 | بازدید : 1233 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )


شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.


پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد

تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد،

صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.


در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ،

نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت،

کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت

و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد،

در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.


- آهای، آقا پسر!


پسرک برگشت و به سمت خانم رفت.

چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.

پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:


- شما خدا هستید؟


- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!


- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
زندگی را زندگی کن...
دوشنبه 05 فروردین 1392 ساعت 23:27 | بازدید : 1480 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

زندگی را به تمامی زندگی کن


در دنیازندگی کن بی آنکه جزیی از آن باشی


همچون نیلوفری باش در آب

 


‏...زندگی در آب بدون تماس با آب...


زندگی به موسیقی نزدیکتر است تاریاضیات


ریاضیات وابسته به ذهن اند و زندگی در ضربان قلب ابراز

وجود میکند زندگی سخت ساده است


خطرکن...وارد بازی شو... چه چیزی ازدست میدهی؟


بادستان تهی آمده ایم وبا دستان تهی بازمیگردیدم..


فرصتی کوتاه بما داده اند تاسرزنده باشیم تا ترانه ای بخوانیم

وفرصت به پایان خواهد رسید... "اشو"


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدایا...
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 17:37 | بازدید : 1288 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند،

 

عظمت عشق تو را نمی شناسم.


فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی


و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
راز جاودانگی...
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 16:42 | بازدید : 1390 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

انسان نرم و لطیف زاده میشود و هنگام مرگ خشک و سخت میشود،

 


گیاهان هنگامی که سر از خاک بیرون می آورند نرم و لطیف اند

 

و هنگام مرگ خشک و شکننده،

 


پس هر کس که سخت و خشک است مرگش نزدیک است...


و هر کس نرم و لطیف است سرشار از زندگی است...


سخت و خشک میشکند و نرم و لطیف انعطاف پذیر باقی می ماند،


این است راز جاودانگی....

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستانک...
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 13:24 | بازدید : 1432 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 

 مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد

 

و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد...

 

فرزندانش ......................


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
پروردگارا..
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 12:48 | بازدید : 1309 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 

 غروب که می شود ؛


آسمان زمستان چه غمگین دل مرا می جوید !

حس گرمی که تمامم را از وجودش گرم کرده بود ... 


می رود و آرام آرام از من دور می شود ... !

آه....

براستی اگر سینه کش های کوه نبود ؛ نه رسیدن به اوج قله لذتی داشت ؛

نه قدم های سرازیری ....


گاهی هم از اوج لذت ، بی خود می شویم و از اوج قله ؛ سقوط!

آه....

پروردگارا تمام حس های گرم بندگانت را از آنان مگیر.....


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
وقت رسیدن مرگ...
شنبه 26 اسفند 1391 ساعت 12:03 | بازدید : 1293 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...


مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

طرف یه کم آشفته شد و گفت :


داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...

مرگ : نه اصلا راه نداره.


همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ... 

اون مرد گفت :


حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ... 


مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...


توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...


مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...


مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد

 

 

و نوشت آخر لیستو منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...


مرگ وقتی بیدار شد گفت


: دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!

 

بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و

 

میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!


نتیجه اخلاقی :

 

در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نجار زندگی
سه‌شنبه 22 اسفند 1391 ساعت 21:55 | بازدید : 1401 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد

تا اینکه یک روز او با صاحب کار خود موضوع را درمیان گذاشت.

پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن،

حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن

زمان این استراحت میخواست تا ...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
خدایا...
سه‌شنبه 22 اسفند 1391 ساعت 15:54 | بازدید : 1586 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )

 خدایا :

 

دستم را بگیر


ولی نه...


مگر نه اینکه تو خدایی؟!


دست برای انسانهاست که مادی هستند...


تو قلبم را بگیر در دستانت تا آرامش یابم!

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران