عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
سلام ..ممنونم از نگاهتون..خوش اومدید... اگه دوست دارید مطالب مختلفی درباره ی طبیعت گردی، ساخت انواع کاردستی و کلی چیزای باحال دیگه اطلاعات کسب کنید خوشحال میشم به اینستاگرام ما سری بزنید قدمتونو روی چشم ما بذارید. @mahsano1372

آمار مطالب

:: کل مطالب : 538
:: کل نظرات : 393

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 92
:: بازدید ماه : 429
:: بازدید سال : 498
:: بازدید کلی : 498

RSS

Powered By
loxblog.Com

بدون شرح...
سه‌شنبه 22 فروردین 1391 ساعت 19:21 | بازدید : 1546 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
گفتگو با خدا...
سه‌شنبه 22 فروردین 1391 ساعت 14:03 | بازدید : 1455 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 

شبی در خواب دیدم که با خدا گفتگو می کنم.

خدا از من پرسید: دوست داری با من صحبت کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما فرصت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و گفت: زمان من ابدیت است،
 
چه سؤالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی در آدمها شما را بیشتر از هر چیزی متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند
 
که زودتر بزرگ شوند، و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند
 
و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره بازیابند.

- اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند
 
به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد
 
و به گونه ای می میرند که گوئی هرگز نزیسته اند.

دست خدا مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…

بعد از مدتی به خدا گفتم: به عنوان پروردگار دوست داری
 
که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد،
 
تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد
 
عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه ای زمان می برد
 
ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابد.

- یاد بگیرند که غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه کسی است
 
که نیازمند کمترین هاست.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند
 
اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند، بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که در اختیار من گذاشتید سپاسگذارم.

و افزودم: چیز دیگری هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم

همیشه…
 
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدایا تو قلب مرا می خری؟
دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 18:54 | بازدید : 1726 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
 
و هی آگهی دادم این جا و آن جا
 
و هر روز
 
برای دلم
 
مشتری آمد و رفت
 
و هی این و آن
 
سرسری آمد و رفت
 
 
ولی هیچ کس واقعا
 
اتاق دلم را تماشا نکرد
 
دلم ، قفل بود
 
کسی قفل قلب مرا وا نکرد
 
 
یکی گفت :
 
چرا این اتاق
 
پر از دود و آه است
 
یکی گفت :
 
چه دیوارهایش سیاه است
 
یکی گفت :
 
چرا نور این جا کم است
 
و آن دیگری گفت :
 
و انگار هر آجرش
 
فقط از غم و غصه و ماتم است
 
 
و رفتند و بعدش
 
دلم ماند بی مشتری
 
و من تازه آن وقت گفتم :
 
خدایا تو قلب مرا می خری ؟
 
 
و فردای آن روز
 
خدا آمد و توی قلبم نشست
 
و در را به روی همه
 
پشت خود بست
 
و من روی آن در نوشتم :
 
ببخشید ، دیگر
 
برای شما جا نداریم
 
از این پس به جز او
 
کسی را نداریم
 
 

از کتاب " روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس "

 عرفان نظرآهاری

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پیش از این ها...
دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 15:42 | بازدید : 1330 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

 

پیش ازین ها فکر میکردم خدا

خانه ای دارد میان ابرها

حکم میراند به تلخی رو به ما

سخت میگیرد به ما بعد از خطا

دیر فهمیدم خدا در قلب ما

خانه ای دارد به شکل ابرها

اشک میریزد ز دلتنگی ما

می نوازد دیده ی گریان ما


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ببخش...
دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 15:28 | بازدید : 1526 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )

خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا جار زدیم...

یا جا زدیم ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نیست ممکن جز به قرآن زیستن...
شنبه 19 فروردین 1391 ساعت 15:03 | بازدید : 1679 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

ملتی را رفت چون آیین ز دست

مثل خاک اجزای او از هم شکست

هستی مسلم ز آیین است و بس

باطن دین نبی این است و بس

تو همی دانی که آیین تو چیست؟

زیر گردون سر تمکین تو چیست

آن کتاب زنده،قرآن حکیم

حکمت او لایزال ست و قدیم

نوع انسان را پیام آخرین

حامل او ((رحمة للعالمین))

ارج میگیرد ازو ناارجمند

بنده را از سجده سازد سربلند

گر تو می خواهی مسلمان زیستن

نیست ممکن جز به قرآن زیستن

از تلاوت بر تو حق دارد کتاب

تو از او کامی که می خواهی بیاب

 

اقبال لاهوری

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دستان خدا...
دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 08:50 | بازدید : 1953 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

گاهی وقت ها از نردبان بالا میروی تا دستان خدارا بگیری

غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی...


|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
قشنگترین عشق...
شنبه 12 فروردین 1391 ساعت 17:54 | بازدید : 1303 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 1 )

قشنگترین عشق، نگاه خدا به بنده هاشه....

سپردمت دست همون نگاه.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پوینده ی راه خدا...
پنج‌شنبه 10 فروردین 1391 ساعت 16:21 | بازدید : 1344 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

عقلش را زنده کرد ونفس خویش را کشت،تا آنجا که جسمش لاغر،و خشونت اخلاقش به نرمی گرایید؛

برقی پر نور برای او درخشید،وراه را برای او روشن کرد و در راه راست او را کشاند واز دری به در دیگر برد، تا به در سلامت و سرای جاودانه رساند.

که دو پای او در قرارگاه امن با آرامش تن،استوار شد.

این، پاداش آن بود که دل را درست به کار گرفت و پروردگار خویش را راضی کرد.

 

ترجمه ی خطبه ی 220 نهج البلاغه


|
امتیاز مطلب : 120
|
تعداد امتیازدهندگان : 25
|
مجموع امتیاز : 25
دنیاشناسی...
پنج‌شنبه 10 فروردین 1391 ساعت 15:25 | بازدید : 1481 | نوشته ‌شده به دست takhoda | ( نظرات 0 )

چگونه خانه ی دنیا را توصیف کنم که ابتدای آن سختی و مشقت و پایان آن نابودی است؟

در حلال دنیا حساب ودر حرام آن عذاب است.

کسی که ثروتمند گردد فریب میخورد و آن کس که نیازمند باشداندوهناک است، و تلاش کننده ی دنیا به آن نرسد،وبه رها کننده ی آن،روی آورد.

کسی که با چشم بصیرت به آن بنگرد او را آگاهی بخشد،و آن کس که چشم به دنیا دوزد کوردلش می کند.

ترجمه ی خطبه ی 82 نهج البلاغه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران